همیشه توی خریدها و انتخاب هام شک و تردید دارم

[ad_1]

سلام به همه دوستان گلم
من خانمی هستم 33 ساله .و یکسالی هست که عقد کردم .مشکلی که من دارم مربوط به خودمه .متاسفانه من همیشه توی خریدهام و انتخاب هام شک و تردید دارم و این چیزیه که واقعا آزارم میده .(البته خیلی دختر ساده پسندی هستم و همیشه میگم سادگی خیلی زیباتره )
شاید ظاهرا مشکل بزرگی نباشه ولی جدیدا این موضوع هم من و هم همسرم رو  دچار کلافگی کرده .
خوشبختانه همسرم آدم کم حوصله ای هم نیست که بگم موقع خرید منو گیج میکنه اتفاقا کاملا برعکس خیلی هم موقع خرید کردن برام وقت میزاره و حوصله به خرج میده و اصلا هم نظرشو تحمیل نمیکنه بهم و کاملا منو توی انتخابها آزاد میذاره .البته فقط اول بودجه رو میسنجیم و بعد نسبت به بودجمون خرید میکنیم .
ولی من نمیدونم چرا اینطوری ام؟مثلا چند ماه قبل با آقای همسر رفتیم تو یه مغازه خیلی شیک برای خرید آینه و شمعدون .خیلی هم گشتم و دیدم و بالاخره یکیشو انتخاب کردم که همون موقع هم بنظرم خیلی قشنگ و شیک اومد.خلاصه همسرم مبلغ رو حساب کرد و اومدیم بیرون .ولی دقیقا به محض اینکه پامو گذاشتم از مغازه بیرون شک اومد سراغم ؟که نکنه بغلیش قشنگ تر بود؟آره اصلا بغلیش خیلی به روز تر بود.پایه هاشم قشنگ تر بود اون یکی .. و هزارتا چیزای دیگه .خلاصه انقد تو دلم حساب کتاب کردمممم که نتیجه شد تماس با همسرم که آره من اینو نمیخوام اون بغلیش قشنگ تر بود برو اونو سفارش بده !!! اون بنده خدام رفت اون یکی رو خرید و آورد .

ادامه مطلب

[ad_2]

منبع by [author_name]

تنها زن برنده جایزه فیلدز در چهل سالگی پر کشید

[ad_1]

سلام

خانم مریم میرزاخانی تنها زن برنده جایزه فیلدز ، مادر آناهیتای شش ساله ، در حالیکه تقریبا همه ی کارهایی که یه شخص در هفتاد هشتاد سال شاید بهش دست پیدا کنه رو بدست اورد .

برای خیلی از ادما از جمله من الهام بخش خیلی چیزها بود ادم هایی مثل من که عاشق ریاضین عاشق خانواده ان و عاشق ورزش یه ادم با زندگی چند بعدی که توی اکثرشون بهترین بود …

امروز و شنیدن خبر مرگش در چهل سالگی برای ادمی مثل من درد اور ترین خبر امسال بود و شاید تلخ ترین بخشش این بود دختری که با سیلی از اعتراضات نه چندان مودبانه مواجه شد باز هم جایزه اش رو ، جایزه ای رو که تنها یک زن در طول تاریخش تونسته برنده شه رو به نام ایران ثبت کرد نه امریکا .

هزار افسوس داره مرگش خدا می دونه چند سال باید بگذره و یه نابغه ای شبیه اون پیدا بشه امروز خیلی ها براش گریه کردند ولی چه فایده بعضی وقت ها ادمایی که نباید زود میرن عدالت و حکمت خدا درکش برای من یکی خیلی سخته
روحش شاد


موضوعات مرتبط:

مسائل اجتماعی روز جامعه ,

مسائل زنان ,

[ad_2]

منبع by [author_name]

افسردگی پس از زایمان گرفتم

[ad_1]

سلام

از وقتی دخترم دنیا اومده، رابطه من و شوهرم کم رنگ شده. حتی شده ده روز یه بار هم کاری بهم نداشته باشیم. اصلا باهام حرف نمیزنه شوهرم. نمیگه بیا بریم بیرون مثلا با هم دور بزنیم. میبینه من همش خونم و نمیتونم با بچه شش ماهه زیاد بیرون برم. حرف هم میزنم باهاش محل نمیده و سرش تو گوشیه. به دخترم خیلی توجه میکنه ولی من انگار کسی نیستم تو خونه.

خدا رو شکر زندگیمون خوبه. ولی من همش فکر میکنم ازم سرد شده. راستی دو ماه پیش یک اتفاقی افتاد که کلا روحیمو باختم. همش زندگیمو با دیگران مقایسه میکنم. دست خودم نیست. حس میکنم من و شوهرم فقط هم خونه هستیم و عشق و محبت و حتی حرفی بین ما نیست.

دوران حاملگیم خیلی هوامو داشت شوهرم. ولی این چند ماهه بجای اینکه بیشتر هوامو داشته باشه انگار که ازم دورتر میشه. دلم خیلی پره. میدونم دوسم داره. ولی تا حالا یه بار نشده تو این چند ماه کنارم بشینه و باهام حرف بزنه. منظورم اینه نازمو بکشه و این حرفا. انگار که منم مثل خودش یه مردم ! با دوستاش بگو بخند داره ولی با زن خودش زورش میاد حرف بزنه.

دوستان کمکم کنین لطفا


موضوعات مرتبط:

مشورت در شوهرداری ,

مسائل زنان ,

[ad_2]

منبع by [author_name]

چطوری خانواده ی شوهرم رو قانع کنم که در زندگیم دخالت نکنن ؟

[ad_1]

البته نمیشه از صحبت های شما تشخیص داد که خانواده همسرتون تو زندگیش دخالت میکنند یا تو تصمیمات بهش مشاوره میدن و در ضمن سن همسرتون هم قید نکردید

بهرحال

شما باید همسرت رو قانع کنی که دیگه ازدواج کرده و باید قدرت اداره یه زندگی رو داشته باشه

بهرحال همسر شما به عنوان یک شوهر و اینکه دیگه مستقل از خانواده شده باید بتونه قدرت تصمیم گیری داشته باشه

این شوهر شماست که نباید به خانوادش اجازه بده تو زندگی مشترکش دخالت کنند

[ad_2]

منبع by [author_name]