یه عروس چطوری می تونه مورد احترام خانواده ی شوهرش قرار بگیره ؟

[ad_1]

سلام
می خوام بدونم هر فرد با چه ویژگی رفتاری میتونه ساده فرض بشه در برابر خونواده شوهرش و یه جورایی سوارش بشن و حرمتشو نگه ندارن ؟
اگه همچین فردی رو میشناسین لطفا بیاین بگین چه کار کرده که اینطوری فرضش کردن؟ و در مقابل می خوام بدونم چطور میشه عروسی باشی که خونواده ی شوهر به خودشون اجازه ی بی احترامی ندن؟ و شخصی محترم که نظرشم مهم باشه تلقی بشیم ؟

[ad_2]

منبع by [author_name]

دلم میخواد شوهرم با حفظ احترام بتونه حقش رو از خانواده ش بگیره

[ad_1]

سلام

خانواده ی شوهرم پرجمعیت هستن و عروس اخر و توی عقد .عروس خانواده باید چطور برخورد کنه تا احترام و حرمتش حفظ بشه و دخالت هم توی زندگیش نشه و در عین حال رابطه ی خوب و صمیمانه ای هم داشته باشه با خونواده شوهر؟

این در صورتیه که عروس های بزرگ خانواده اشخاص خونسرد و خنثی هستن و اهل کار کردن خونه مادرشوهر نیستن و بهشون محبت و احترام گذاشته میشه ولی دخالت هم میشه تو زندگیشون… ولی با این وجود شوهرهاشون اشخاص صاحب نظری هستن و حق خودشونو توی خانواده میگیرن و در برابر خونوادشون حاضر جوابن .

و در عوض کل خونواده به شوهر من دستور میدن چون پسر کوچیکه خانوادش و حتی گاهی بنظرم زور میگن و سوء استفاده میکنن و ایشونم انگار شده بله قربان  و حتی نمی تونه حقشو بگیره

خودشم میفهمه که ازش سواستفاده میکنن ولی بازم احترامشون رو نگه میداره . نمیخواد رابطه ها خراب بشه و بی احترامی پیش بیاد ولی دلم میخواد حداقل با حفظ احترام شوهرم بتونه حقشو بگیره … چکار کنم که رفتارشو تغییر بده؟ یا اگه نتونستم اونو تغییر بدم خودم باید چطوری برخورد کنم تا هم خراب نشم و هم ساده فرض نشم و بتونم حق خودمو شوهرمو بگیرم ؟


موضوعات مرتبط:

مشورت در شوهرداری ,

ارتباط با خانواده شوهر ,

[ad_2]

منبع by [author_name]

خواهر شوهر کوچیکم محیط شخصی برامون باقی نذاشته!

[ad_1]

سلام

خانمی هستم بین ٢٠-٢٥ . مشکلی که دارم اینه که خواهر شوهر کوچیک من که دبستانیه به شدت به من میچسبه! هر جا میریم پیش منه و منو کلافه کرده. من دوسش دارم و کلا برخوردم با بچه ها خوبه. ولی این دیگه شورشو در آورده!!

توی این چند سال که ازدواج کردیم هر بار سفری با خانواده همسرم رفتیم پیوسته پیش ماست و محیط شخصی برامون باقی نذاشته!! پیش من باید غذا بخوره پیش من بشینه و …

مدام میخواد باهام حرف بزنه و هر وقت تو جمع خانوادگی هستیم انقدر با من حرف میزنه که نمیذاره با بقیه حرف بزنم! همش باید منو همراهی کنه و دیگه دارم اذیت میشم . اینو بگم که من در طی چند سالی که عقد کردیم و بعدش ازدواج هیچ برخورد بدی باهاش نداشتم تا بحال و خیلی هم دوسش دارم. ولی اینکه هر جا منو شوهرم هستیم اونم میاد اذیتم میکنه .

چکار کنم که این همراهی پیوسته کم بشه؟ به همسرم بگم؟ تا این دختر خانم هم بزرگ بشن و بفهمن که نباید اینطور باشن من خیلی اذیت میشم!


موضوعات مرتبط:

ارتباط با خانواده شوهر ,

[ad_2]

منبع by [author_name]

چطوری خانواده ی شوهرم رو قانع کنم که در زندگیم دخالت نکنن ؟

[ad_1]

البته نمیشه از صحبت های شما تشخیص داد که خانواده همسرتون تو زندگیش دخالت میکنند یا تو تصمیمات بهش مشاوره میدن و در ضمن سن همسرتون هم قید نکردید

بهرحال

شما باید همسرت رو قانع کنی که دیگه ازدواج کرده و باید قدرت اداره یه زندگی رو داشته باشه

بهرحال همسر شما به عنوان یک شوهر و اینکه دیگه مستقل از خانواده شده باید بتونه قدرت تصمیم گیری داشته باشه

این شوهر شماست که نباید به خانوادش اجازه بده تو زندگی مشترکش دخالت کنند

[ad_2]

منبع by [author_name]