چطوری به خانواده هامون بگیم که می خوایم با هم ازدواج کنیم ؟

[ad_1]

سلام
همدیگه رو دوست داریم و میخوایم با هم ازدواج کنیم اما نمیدونیم چه جوری به خانواده ها بگیم

پسر مجردی هستم 26 ساله که در مقطع فوق لیسانس مشغول به تحصیلم و به صورت پاره وقت کار میکنم .

دو سال پیش از طریق یکی از وبسایت های اینترنتی با دختر خانمی آشنا شدم که یک سال از خودم کوچکتر بودند. ارتباط ما در چارچوب معیارهای اخلاقی پیش رفت چون هردو از خانواده های مذهبی و پایبند به مسایل شرعی هستیم و خوشبختانه بدون این که درگیر هیجانات کاذب و رفتارهای نامعقول بشیم در مورد مسایل مختلف حرف میزدیم.

به تدریج وقتی شناختمون نسبت به هم بیشتر شد من متوجه شدم که در زمینه های مختلف خیلی خیلی خیلی با ایشون تفاهم دارم طوری که هیچوقت فکر نمیکردم با دختری اینقدر نقاط مشترک داشته باشم و ازش خوشم بیاد. از نظر اخلاق و ویژگی های ظاهری هم دقیقا همون چیزی بودند که من میخواستم ( یک بار هم در یک مکان عمومی همدیگه رو از نزدیک دیدیم البته فقط در حد سلام و احوال پرسی ) مدت زیادی این قضیه رو با خودم سبک سنگین کردم و به همه جوانبش فکر کردم.

چون اصلا  و ابدا به دوستی و این حرفا فکر نمیکردم و تنها گزینه ای که در ذهنم قرار داشت ازدواج بود. وقتی به این اطمینان رسیدم که ما با هم از هر نظر تفاهم داریم علاقم رو مطرح کردم و متوجه شدم ایشون هم متقابلا همین احساس رو دارند و به من علاقمند هستن.

البته ما هم استانی نیستیم ولی اینو به عنوان یه مانع بزرگ حل نشدنی حساب نکردیم چون در بین بستگان و اطرافیانمون زوج هایی هستن که از شهرای متفاوت با هم ازدواج کردند و زندگی های موفقی داشتند پس چرا ما نتونیم به هم برسیم؟ خصوصا این که خانواده هامونم از نظر فرهنگ و عقاید با هم تناسب زیادی دارن

حالا تنها مشکلی که وجود داره اینه که ما نمیدونیم این قضیه رو چجوری با خانواده ها مطرح کنیم! خانواده های ما کاملا مذهبی و ستنتی هستند و به شدت روی مسئله روابط اینترنتی حساسن. ما هم همونطوری که گفتم همشهری نیستیم که بتونیم آشناییمونو یجوری توجیه کنیم و مثلا بگم فلان جا دیدمش و ازش خوشم اومد. این مشکل رو پیچیده تر کرده! من شهرستان هستم، ایشون هم شهرستانی هستند ولی در یکی از دانشگاه های تهران درس میخونن

شاید اگه ما توی یک خانواده معمولی زندگی میکردیم اصلا همچین مشکلی پیش نمیومد اما من اصلا بابت خانواده هامون دلگیر نیستم. خدا رو شکر میکنیم که همچین خانواده های مومنی داریم حتی بهشون حق میدم روی این قضیه حساس باشن چون از بس دیدن و شنیدن چنین رابطه هایی که اینطوری شروع شدن و پایان خوشی نداشته دیگه نمیتونن احتمال بدن که ممکنه استثنا هم وجود داشته باشه.

 فقط مشکل اینه که الان نمیدونیم این چالش رو چجوری برطرف کنیم…  خواهشی که از شما دوستای عزیز دارم اینه که بهمون کمک کنید…

اینو هم بگم که ما خودمون خیلی دوست داشتیم میتونستیم واقعیت رو به خانواده هامون بگیم اما هرجوری که بررسی کردیم دیدیم این قضیه تاثیر 100 درصد منفی میذاره و با بدبینی و مخالفت اونا روبرو میشیم…… کسایی که خانواده های مذهبی دارند بهتر درک میکنن که چی میگم

به طرح ازدواج خانواده برتر و جوشکاری حاج آقا عالمی هم فکر کردیم ولی ما هیچکدوم واسطه ای که بتونیم این قضیه رو بهش بگیم نداریم چون اطرافیانمون همه روی این مورد حساس هستند و اگه بفهمن پای آشنایی اینترنتی در میون بوده به ما بدبین میشن و همه چی به هم میریزه. این که هم استانی نیستیم هم خودش یه نکته ی منقی دیگه در زمینه واسطه گری و ایناست.

خواهش میکنم اگه کسی طرح یا ایده ای به ذهنش میرسه بگه… ما همدیگه رو میخوایم و از نظر اعتقادی اخلاقی همه چی با هم جور هستیم  و قصدمون هم فقط ازدواج هست و میخوایم شرعا و قانونا مال هم بشیم ولی این مشکل باعث شده درمونده بشیم… نمیدونیم چی کار کنیم…

کسی طرح یا ایده ای به ذهنش میرسه؟

خودمون به چیزهایی مثل این که من برم تهران و همدیگه رو توی یک جای عمومی ببینیم فکر کردیم اما زیاد جالب به نظر نمیرسه آخه من اصلا آدمی نیستم که با یه نگاه عاشق کسی بشم و خانوادم هم اینو میدونن! نمیدونم باید چی کار کنم…..

من مشکلی ندارم که برم تهران اما نمیدونم قضیه رو چجوری برای خانوادم توجیه کنم…. من تا به حال در زندگیم چندبار بیشتر نرفتم تهران (که توی یکی از همین سفرها ایشون رو از نزدیک دیدم) به خاطر همین سفر کردنم به تهران خود به خود نیاز به دلیل خاص داره که خانوادم مشکوک نشن! خواهش میکنم اگه راهی به ذهنتون میرسه بگین

ببخشید که طولانی شد

ممنون که وقت گذاشتید و خوندید

خدا خیرتون بده


موضوعات مرتبط:

مشورت در ازدواج خانم ها ,

مشورت در ازدواج آقایان ,

ازدواج غیر سنتی ,

[ad_2]

منبع by [author_name]

چرا دختر ها علاقشون رو پنهون میکنن؟

[ad_1]

سلام

پسری 26 ساله هستم که مطمئنم تا آینده نزدیک شرایط ازدواج برام مهیاست . بگذریم سوالم در مورد شرایط دیگه ازدواج نیست در مورد علاقه بین دو طرفه . ازدواج غیر سنتی مد نظرمه چون علاقه دو طرفه برام مهمه . یعنی تا وقتی که از علاقه طرف مقابلم خبر نداشته باشم به خانوادم نمیخوام اطلاعی بدم .

بنده به دختر خانمی علاقه داشتم و میدونستم ایشون به فرد دیگه ای علاقه داشتن قبلا ،‌اما به هر دلیلی که بود فهمیدم رابطشون به هم خورده ،‌کمی صبر کردم و بعد از مدتی بهشون ابراز علاقه کردم ،‌البته ایشون هم میدونه من از رابطه قبلیشون خبر دارم ،‌اوایل ایشون به هیچ عنوان قبول نمیکردند و میگفتن که من تا حالا هیچ حسی به شما نداشتم ،‌کم کم با ارتباط درسی که دانشگاه و بصورت شخصی (تلفنی) داشتیم مردد شدم که ایشون هم علاقه ای ممکنه داشته باشن .

اما هر وقت بحث ازدواج رو پیش میکشم میگن من هنوز علاقه ای ندارم و خیلی دلسوز هستم… وقتی میگن خیلی دلسوزم فکر میکنم فقط از روی دلسوزیه که همین ارتباط رو هم با من دارن تا به من ضربه ای وارد نشه . هر وقت ازشون میپرسم اگر مایل هستن من هم مطمئن بشم اگر هم نیستن من کنار بکشم ،‌جواب مطمئنی نمیگیرم . وقتی میپرسم ازشون اگر بهم بگن که قصد ازدواج ندارم لطفا مزاحم نشین هیچ جوابی بهم نمیدن که یا برو یا بمون . این دوگانگی خیلی مضطربم کرده نه میتونم بیخیال ایشون بشم نه کامل مطمئنم ازشون ، رابطه سردی پشت تلفن نداریم ( فضای مجازی و حتی صحبت مستقیم تلفنی ) .

اما وقتی همدیگه رو جایی میبینیم ایشون کمی بی اعتنا هستن . بهشون میگم علاقه ای دارین میگن نه هنوز… میگم دوست دارین من برای همیشه برم و مزاحمتون نشم هیچ جوابی نمیدن…
بنظرتون این یعنی ایشون هم علاقه ای دارن ؟ یا فقط از روی دلسوزیشونه که نمیخوان به من آسیب روحی بزنن؟ اگر علاقه ای دارن چرا بروز نمیدن چرا نمیگن من هم به شما علاقه دارم تا من هم با خانواده در جریان بگذارم ،‌اگر هم ندارن چرا نمیگن برو آقا لطفا مزاحم نشو ؟

سوالم بیشتر از خانم هاست شما اگه به کسی علاقه داشته باشین چطور رفتار میکنین؟ چرا میگن هنوز علاقه ای ندارم مگه ممکنه بعدا علاقه ای براشون پیش بیاد؟

لطفا نگید که خب با خانواده اقدام کن ببین چی میشه ،‌چون دوست ندارم اگه علاقه ای به من نداشته باشن از طریق خانواده اقدام کنم .

ممنون که متنم رو کامل خوندین


موضوعات مرتبط:

مشورت در ازدواج آقایان ,

ازدواج غیر سنتی ,

[ad_2]

منبع by [author_name]