نیامدن و پشیمان شدن خواستگارها

[ad_1]

سلام

دختری 22 ساله هستم . با اختلاف 2 و 4 سال دو خواهر کوچکتر از خودم دارم. خدا رو شکر خانواده ی خوبی دارم و همیشه قدردان زحمات پدر و مادرم هستم .

دانشجوی سال آخر دانشگاه دولتی هستم ، خدا رو شکر نمازهایم را به موقع میخوانم و چادر سر میکنم. دختر آرام و با محبتی هستم.  متاسفانه در خانواده ی ما رسم هست که دختر در سن پایین شوهر کند.

در سال گذشته یکی از آشنایان یک سال مرا تحت نظر داشتند بعد پدرشون با منزل ما تماس گرفتند ولی متاسفانه ما درگیر اثاث کشی بودیم بعد از 4 ماه دوباره واسطه ای را فرستادند و پدرم موافقت کردند ولی دیگر از آن ها خبری نشد و تماس نگرفتند .

خیلی  ناراحت شدم و دلم شکست . آنها ما را سال ها می شناختند پس چرا پشیمون شدن ؟ بعد از دو ماه واسطه ای از پدرم اجازه خواست تا ما را به دو خانواده معرفی کند ولی از آن ها هم خبری نشد . یادم هست در ماه رمضان داشتم با تلویزیون قرآن می خوانم که پدرم به مادرم گفت برای من آمده اند از همسایه ها تحقیق کردند ولی فعلا کسی برای خواستگاری اقدام نکرده است.

این روزها خیلی دلم گرفته و گریه می کنم . من صورت معصومانه و بچگانه ای دارم  و کسانی که در بیرون مرا می بینند فکر میکنند من چند سال از خواهرام کوچک ترم و مدرسه ای ام . خواهرام هم قد بلندتری دارند و سن شان بیشتر به نظر میرسد و دورادور خواستگارانی دارند.

پسرخاله ام تازه از همسرش جدا شده و همه به دنبال زن برای او هستند و خاله ها و مادربزرگم مرا پیشنهاد دادند. هر چند پدرم مخالفت کرد ولی خیلی دلم شکست. پدر و مادرم برای من خیلی دارند غصه میخورند. الان که این پیام را دارم برای شما می نویسم اشک در چشمانم جمع شده. خواهش میکنم برای آرامش دل من و پدر و مادرم هم دعا کنید.


موضوعات مرتبط:

مسائل دختران جوان ,

خواستگاری های بی سرانجام ,

[ad_2]

منبع by [author_name]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *