شوهرم در مورد دوستم خیلی کنجکاوی می کنه

[ad_1]

سلام

من الان حدود ۴ ماهه که عقد کردم بنا به دلایلی از شوهرم دورم و اون میاد هر چند وقت یکبار بهم سر بزنه . اولش اینا رو بگم که شوهرم اصلا اهل دوست دختر و ازین جور چیزا نبوده . دوستم هم تقریبا بعد خودم بهترین دختریه که دیدم از لحاظ پاکی و نجابت و اینکه بگم هم با شوهرم فامیلیم هم با دوستم ولی شوهرم ادعا میکرد از اول که من اصلا خونوادشو و خودشو نمی‌شناسم ( خونواده ی دوستمو )
خلاصه مشکل اینجاست که من هر وقت ما بین حرفام  مثلاً میگم آره با دوستم رفتیم بیرون دوستمو با اسم کوچیک صدا میزنه مثلاً میگه منظورت زهراست؟ بعد منم میگم آره بعد هی در موردش کنجکاوی می‌کنه چون من امسال کنکور دادم هی می‌پرسه درسش چجوری بود یا به نظرت کنکور قبول میشه ان شاء الله هر دوتون تهران قبول میشین میآید اینجا .

یا چند روز پیش که با دوستام رفته بودم بیرون عکسمونو فرستادم ولی دوستم اونجا یکم اخم کرده بود بعد میگه اوه چه خشنه یا میگه به نظر شیطون میاد کلا خیلی کنجکاوه نسبت بهش .

با اینکه دوستم قیافش هم تراز خودمه من لاغرم اون چاقه یعنی مثلاً خیلی خوشگل تر از من نیست . بعد چند بار بهم گفته پسرا بعضیاشون با یکی دوست میشن به خاطر دوست دختره ( یعنی با یکی دوست میشن آمار اون یکی رو در بیارن ) بخدا من شکاک نیستم ولی دلیل اینهمه کنجکاوی رو نمی‌فهمم .

تا الان هم خیلی عادی برخورد کردم اصلا نه ناراحت شدم نه به روش اوردم هی گفتم به خودم تو دیوونه شدی الکی حساس شدی ولی خب شوهرمه دوسش دارم دوستمم بهترین دوستم اونم دختر عالیه من اصلا می‌دونم دوستم تو این خط ها نیست.

از شوهرم می‌ترسم یکم  ، باز گاهی هم میگم شاید میخواد حرص منو در بیاره ، آخه گاهی تو موارد دیگه ای حرصمو در میاره و می‌خنده کلی ، میگه حرص میخوری باحال میشی .

در کل همه چیزش عالیه بد چشم نیست از این کارا مطمئنا نکرده طوری که سر جلسه خواستگاری اصلا از خجالت نمیتونست حرف بزنه .

نمی‌دونم بخدا میگم به روش نیارم ولی میبینم جواب نمیده اصلا هم از دوستم جلوش تعریف نمی‌کنم این دفعه هم اولین بار بود عکس فرستادم خیلی های دیگه هم بودن موندم بخدا با اینکه عاشق دوستمم آرزوم خوشبختیشه ولی از وقتی اینجور شده دلم نمی‌خواد تهران قبول بشه .

از طرف دیگه ای عذاب وجدان میگیرم خب اینهمه سال درس خونده با درس عالی این مثلاً دعای توئه برای بهترین دوستت !

خیلی ناراحتم میترسم از این که الکی قضاوت کرده باشم .به نظر شما دفعه ی دیگه که کنجکاوی کرد به روش بیارم مثلاً بگم عزیزم دوست ندارم در موردش صحبت کنیم یا نه اصلا به روم نیازم.

از تجربیاتتون بگید لطفاً .


موضوعات مرتبط:

مسائل رفتاری دوران عقد ,

[ad_2]

منبع by [author_name]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *