از 5 سال پیش عاشق یکی از بازیگران مرد شدم

[ad_1]

سلام  به همگی

من یه بدبختی دارم . چند وقت قبل هم  نمیدونم کی بود زیر یه پستی در مورد مشکلمو تو نظرات گفتم.  همون پسته که در مورد علت علاقه به ستاره ها و ورزشکارا بود .  الان دیگه خسته شدم میخوام از شما کمک بگیرم  والا من از بچگی از آدمای مختلفی خوشم میومد بخصوص آدمای معروف مثل بازیگرا و خواننده ها ، این علاقه ها هم مقطعی بود . یعنی فوقش تا دو سال خیلی به اون آدم فکر میکردم بعد کم کم با اومدن کیس  جدید از سرم میپرید اینم بگم من فوق العاده آدم خیالبافی ام و توی ذهنم با اون آدم معروفا زندگی میکردم نه به عنوان همسرا به عنوان پدر تو ذهنم بودن تا اینکه ۵ سال پیش از یه بازیگر مرد نه چندان مشهور خوشم اومد که فوق العاده جذاب و با شخصیت بنظر میرسید احتمالا شمام میشناسینش .

واقعا گذشته از شوخی فکر این آدم تموم زندگیمو تحت الشعاع قرار داد مخصوصا از زمان پیش دانشگاهی که سال مهمی واسه هر دانش آموزه . کنکور رو شانس آوردم که زیاد بد ندادم اما شاید اگه به این آدم فکر نمی کردم الان زندگی و وضعیتم جور دیگه ای میشد به جای یه دانشجوی ساده دانشگاه نیمه دولتی که آخرش معلوم نیست کار گیرش بیاد یا نه   ، الان یه دانشجو معلم بودم .

متاسفانه مصاحبه ی تربیت معلمم مصادف شد با پخش یه سریال از این آقا و این باعث شد که من بیشتر بهش فکر کنم حالا شاید قسمت نبود که من اونجا قبول بشم و مساٸل دیگه ای هم تو قبول نشدنم تاثیر داشتن ولی فکر کردن به این آدمم تو رد شدنم همچین بی تاثیر نبود .

با خودم میگفتم حتما این اقتضای سنه و بعدا فراموشش میکنم اما الان تو آستانه ی ۲۲ سالگی ام بنظرم تا این حد تخیلی بودن طبیعی نیست دیگه من یه بچه دبیرستانی نیستم که بگیم طبیعیه  چندین بار سعی کردم فراموشش کنم اما هر بار با دیدن عکسش و شنیدن خبری ازش تو اینترنت دوباره میاد توی ذهنم.

حتی فهمیدم که فقط من نیستم بلکه خیلیای دیگه هم مثل من درگیرشن . نمیدونم اسمش عشقه ، عادته نمیدونم . اسم این احساس مسخره چیه ؟ الان واقعا به این نتیجه رسیدم که فکر کردن بهش برام مایه ی دردسر بوده.

راستش چند بار که خواستم فراموشش کنم خلا بزرگی رو تو ذهنم و وجودم احساس میکنم ، حس میکنم اگه فراموشش کنم دیگه هیچ دلخوشی ای ندارم  واسه همین دوباره بهش فکر میکنم از یه طرفم میبینم واقعا هیچ فایده ای نداره برام فقط وقت و فرصتای با ارزشم رو بخاطرش دارم هدر میدم .

تازه شرعا هم احتمالا فکر کردن بهش گناهه اگر چه من خدای نکرده فکر بدی راجبش نمیکنم . واقعا موندم چیکار کنم. خودم میدونم وضعیتم تاسف باره ، میدونم باورش براتون سخته ولی بقرآن هر چی که گفتم حقیقت محضه به کس دیگه ای هم روم نشده اینا رو بگم . بنظرتون با گذر زمان بعدا فراموش میکنم یا مشکلم حاده؟


موضوعات مرتبط:

مسائل دختران جوان ,

[ad_2]

منبع by [author_name]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *