از بچگی حرف هر کی که از راه میرسید و گوش میکردم

[ad_1]

سلام
دلم انقدر پُره که دارم منفجر میشم .. از بچگی درس خون بودم و متاسفانه حرف هر کی که از راه میرسید و گوش میکردم .. واقعاً ساده لوح بودَم واقعا .. و زیادی ساکت .. البته بزرگتر که شدم بهتر شُد ..
ولی یه چیو اصلا متوجه نمیشُدَم .. هر کی که باهام حرف میزد فقط از خودش تعریف میکرد ، انگار میخواست الا بالله بگه من تو زندگیم موفق بودَم .. اوایل منم واکنشی نشون نمیدادم و با حوصله به حرفاشون گوش میدادم ..
یه مدت که میگذشت همون آدم برمیداشت لهم میکرد و بهم اَنگ بی خاصیت بودنو ، نمیتونیو ، یا چقد زشتی رو میزد .. [ با اینکه من ظاهرم راضیم خدا رو صد هزار مرتبه شُکر ] . 100 دفعه این اتفاق افتاد .. و دیگه خسته شُدَم ..  یه خورده خودمو تغییر دادم ، حرف میزدَم ، نظرمو میگفتم …بهتر شُد قضیه .. و الان خیلی بهتر  . ولی الان دیگه نمیتونم تحمل کنم یکی از خودش تعریف کنه اونم زیاد … اعصابم میریزه بهم .. اصلا از کوره در میرم ..
میدونم این ذات ادمه .. همه از خودشون تعریف می کنن .. ولی من تاوانشو دادم .. هنوزم که هنوز طرف مقابل دست میذاره رو نقطه ضعفمو مدام با غرور تمام از برتریش نسبت به من میگه .. دلم میخواست قیافه و مدل حرف زدنشونو میدیدین .. گاهی خودم میگم مشکل از خودمه که درد و دل می کنم .. این طوری طرفم می فهمه مشکل یا ضعفم چیه .. و میخواد کم نیاره .. یا چمیدونم جای دیگه تواناییشو نداره از خودش حرف بزنه پیش آدم هایی که کمتر حرف میزنن میخواد عقده درمانی کنه .. الان خیلی وقته با همه سرد تر شُدم .. و این مدلی حالمم بهتر ..
ولی میگم این راه چارش نیست چه کنم ؟
یا علی


موضوعات مرتبط:

مسائل پسران جوان ,

مسائل دختران جوان ,

[ad_2]

منبع by [author_name]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *